کاکی

حضور نام های عیلامی (ایلامی) مثل خارگ، جاشک، چارک، عسلو... همچنین نام های ساسانی مانند، هرمز، چیرو، تمب(تنب) تنبک(تمبک) خورموج (هرموز) و غیره بر روی شهر ها و روستا های منطقه خلیج فارس و دریای عمان، نیز نام های پس از اسلام مثل، ناوبند، کاکی، گاوبندی، نشان دهنده الفت و علاقه فرمان روایان این سلسله ها به سواحل و جزایر خلیج فارس و دریای عمان بوده است.

      یکی از این شهر هایی که تاکنون تحقیق تاریخی برای شناسایی نام و شناخت جغرافیایی آن نشده است. شهر قدیمی «کاکی» است که به فاصله کوتاهی از رودخانه موند و بین خورموج و کنگان واقع شده است. باید واژه کاکی بازمانده عصر دیلمیان آل بویه باشد که از سال 320 تا 448 هـ . ق با قدرت بر ایران حکومت کردند و علاوه بر نواحی مرکزی و غربی ایران مثل ری، اصفهان و همدان، بر فارس، خوزستان و مناطق جنوبی ایران هم حکم می راندند. یکی از سرشناسترین و قدرتمندترین پادشاهان این سلسله عضدالدوله دیلمی است که از 338 تا 372 هـ .ق بر ایران حکومت کرد و چنان که در جایی نیز گفته ام « بویه» ماهی گیر گیلانی که در گیلان و مازندران از شهرت و احترام و اعتبار کافی برخوردار  بود سه پسر داشت. علی، حسن و احمدو این سه برادر بعد از مرگ پدر به قدرت رسیدند و به ترتیب بر ری، کاشان، اصفهان، همدان، کرمان و سایر نقاط حکومت کردند و خلیفه عباسی بغداد «المستکفی بالله» را مجبور به اطاعت از خود کردند. خلیفه القاب عماد الدوله را به علی، رکن الدوله را به حسن و معزّالدوله را به احمد اعطا نمود.عماد الدوله بیش از پانزده سال حکومت کرد و چون فرزند پسر نداشت، برادر زاده خود فنا خسرو یا پنا خسرو فرزند رکن الدوله را به جانشینی خود انتخاب کرد. فنا خسرو در اصل پناخسرو یعنی پشتیبان و حامی پادشاه بعداً با لقب عضدالدوله حکومت را به دست گرفت عضدالدوله مردی بود فاضل و فاضل دوست و همیشه به شاعران و دانشمندان احترام بسیاری قایل بود و به عمران و آبادی کشور و سازندگی علاقه فراوان داشت. بند امیر بر روی رودخانه کر در فارس فیلخانه عضدی و ایوان عضدی در سیراف، اسکله و کشتی بندان ناوبند، دارالشفای اهواز و دارالشفای بغداد از آثار او است. گنبد و بارگاه حضرت امام حسین(ع) در کربلا و حضرت علی (ع) را در نجف اشرف مرمت و تکمیل کرد و مسافرخانه ها و کاروان سرا هایی را برای توقف و استراحت مسافران در بیشتر شهر های ایران ایجاد نمود. عضدوالدوله چندین بار به سیراف وناوبند وسایر بنادر و شهر های این مناطق سفر کرد و جهت آبادی و رسیدگی به شهر ها و روستا ها فرمان هایی را صادر نمود. او در سیراف خیمه وخرگاه بر پا می داشت ضمن اینکه عمارات بزرگ را در شیراز، بغدادو سیراف ایجاد کرده بود. راه های کاروان رو اصفهان و فارس و مخصوصاًراه فیروزآباد به سیراف و بندر مهروبان به اصفهان را ترمیم کردو چنان که گفته شد مراقد حضرت علی و حضرت امام حسین که توسط خلفای عباسی ویران شده بود تعمیر وتکمیل نمود. ساختن مساجد در عراق، تکمیل حرمین کاظمین و سامرا و حتی تکمیل و توسعه معابد پیروان سایر ادیان و مذاهب از کارهای مهم و عام المنفعه عضدالدوله به شمار می روند.

   در عصر عضدالدوله دیلمی بازار های بنادر سیراف، گناوه، مهروبان، خورشید و سایر بازارها رونق و رواج بسیار داشتند در این بازار ها خرید وفروش و ورود وصدور کالا هایی مثل آبنوس، عج، صندل، کافور، کاغذ، عود، عنبر، مروارید، خیزران، اسب، عطریات، فلفل و ادویه هند وعرب، پارچه های کتان، توزی، و سایر منسوجات لطیف، نفیس و الوان، انواع خشکبار، چوب و سایر کالا ها، رواج داشت. بدون شک عضدالدوله و جانشین وی در سفر های خود به سیراف و نایبند، بار ها و بار ها از نواحی خورموج، کاکی و کنگان عبور کرده اند. پس از درگذشت عضدالدوله در سال 372هـ .ق پسرش بهاءالدوله و بعد از او فرزندش سلطان الدوله و سرانجام فرزندان ابا کالنجار مرزبان، به حکومت رسیدند، اباکالنجار که در متون تاریخی اباکالنجار آمده است از سال 415 تا 440 هـ .ق بر فارس، بنادر، کرمان،بصره، بغدادو خوزستان فرمان راند و بعد از وی حوزه فرمانروایی او بین چهار پسرش تقسم شد این چهار پسر عبارت بودند از ابو منصور فولاد ستون الملک الرحیم،ابوسعید، ابو علی وکیخسرو که بین این چهار برادر همشه نزاع واختلاف بودو ناصر خسرو هم در هنگام عبور از بندر مهروبان به اصفهان در سال 443 هـ .ق به این مطلب اشاره کرده است.

        سلسه دیلمی با مرگ آخرین بازمانده آل بویه یعنی ابو علی کیخسرو در سال 487 هـ .ق منقرض شد. یکی از سردارن معروف ومشهور پیش از سلسله آل بویه شخصی بوده است به نام ماکان پسر کاکی که یکی از حکام مازندران بوده و در شجاعت، دلیری و نیزه اندازی بی نظیر بوده است.

          کاکی پدر ماکان نیز در دلاوی مشهور بوده است. ماکان بن کاکی از امرای معروف دیالمه بود.او در آغاز از سرداران داعی صغیر حسن بن قاسم حسنی آخرین پادشاه سلسله علویان طبرستان بود و مدتی از جانب داعی صغیر والی ری شد بعداً به مرداویج بن زیار پیوست و سرانجام به سامانیان پناه برد و با دلاوری های بسیار کرمان را ضمیمه مملکت سامانیان کرد. مدتی بعد علم استقلال برافراشت و لشکری جراّر برای تسخیر خراسان گسیل کرد امیر نصر دوم سامانی سرداری را به نام ابوعلی چغانی معروف به محتاج مأمور دفع او ساخت و در نزدیکی شهرری پس از یک نبرد کوتاه ماکان به قتل رسید در سال 329 هـ .ق.

        در روایات دیگر آمده است که امیر نصر سامانی، ابو جعفر احمد بن محمد صفاری حاکم سیستان را مأمور دفع ماکان کاکی که در کرمان علم طغیان برافراشته بود کردو امیر ابوجعفر صفاری، ماکان را دستگیر کرد و به سیستان فرستاد و درآنجا به قتل رسانید و هنگامی که نصربن احمد سامانی به شادمانی این فتح مجلس آراست و هدیه های بسیار برای ابوجعفر روانه کرد رودکی شاعر نیز جهت هدیه قصیده مشهور«مادرمی» را سرود و همراه هدایای سلطان به سیستان فرستاد:

مادر می را بکرد باید قربان                      بچه او را گرفت و کرد به زندان

بچه او را از او گرفت ندانی                    تاش نکوبی نخست و زونکشی جان

تا آنجایی که می فرماید:

شادی بو جعفر احمدبن محمد                   آن مه آزادگان و مفخر ایران

آن ملک عدل و آفتاب زمانه                    زنده بدو داد و روشنایی کیوان

حمدالله مستوفی در کتاب تاریخ گزیده شرحی راجع به این نبرد نوشته است همچنین از کتب قدیمه، تاریخ سیستان مختصری از زندگی ماکان کاکی گزارش نموده است. و گفته که ماکیان گروهی بودند از نژاد«ماک». پادشاهان دیلمی به ماکان کاکی احترام خاص قایل بودند چنان که گفته شد ماکان کاکی در سال 329ش همراه با لشکری جرار برای تسخیر خراسان حرکت کرد. نصربن احمد سامانی یکی از سرداران خود را که ابوعلی چغانی نام داشت به جنگ ماکان فرستاد. ابوعلی بر ماکان ظفر یافت و ماکان را در جنگ به قتل رسانید، نظامی عروضی در چهار مقاله در مورد این شرح جالبی آورده است. دیالمه آل بویه در آغاز ملازمت دربار ماکان کاکی را داشتند و در هنگام رسیدن به قدرت، از ماکان کاکی به احترام یاد می کردند. ناگفته نماند که نه ماکان و نه پدرش کاکی بجز کرمان هرگز به جنوب ایران سفر نکرده اند. اگر دیالمه فارس که از سال 320 تا 447 هـ .ق در فارس حکومت راندند و دومین پادشاه از این سلسله یعنی عضدالدوله ابو شجاع خسرو دیلمی که طبق گفته های پیشین بارها به جنوب و سرزمین سیراف مسافرت نمود یا جانشینان او، نام کاکی و ماکان، نام این منطقه از جنوب را«کاکی» نهاده باشند بعید نمی نماید اما این نظریه تا زمان پیدا شدن مدارک لازم نمی تواند قابل تأیید کامل باشد.

نکته دیگر این که ممکن است واژه کاکی، محرّف کلمه«خاکی» باشد و این مطلب با توفان های موسمی و گرد و خاک های پراکنده که چندماه در سال این مناطق را فرا می گیرد می تواند قابل توجیه باشد با توجه به این که روستای«ریگدان» که اکنون با شهر کاکی، یکی شده است نیز می تواند با واژه خاکی هماهنگی داشته باشد.

 

برگرفته شده از کتاب استان زیبای بوشهر نویسنده دکتر سید جعفر حمیدی

 

 

/ 0 نظر / 119 بازدید